کودکان تصویری که از خودشان دارند را از بیرون میسازند — از حرفهایی که میشنوند و نقشهایی که تجربه میکنند. قصه یکی از امنترین جاهایی است که میشود این تصویر را شکل داد.
چرا قصه اثر دارد
در قصه، کودک میتواند بترسد بدون خطر. گرگ میآید، ولی او در آغوش شماست. این تمرین، توان مواجهه با ترس واقعی را بالا میبرد.
قصه همچنین الگوی رفتار میدهد. کودکی که دیده قهرمان قصه با وجود ترس جلو رفته، در موقعیت واقعی یک نمونه ذهنی دارد.
چند کار عملی
قهرمان را شبیه او کنید. اگر کودکتان خجالتی است، قصهای بگویید که قهرمانش هم خجالتی است ولی کاری میکند — نمکی نمونه خوبی است.
بر تلاش تاکید کنید نه استعداد. «آرش خیلی تمرین کرده بود» بهتر از «آرش خیلی قوی بود» است. آرش کمانگیر و رستم و رخش هر دو قصههاییاند که در آنها تصمیم مهمتر از قدرت است.
بگذارید پایان را عوض کند. «تو بودی چه میکردی؟» به او میگوید نظرش ارزش دارد.
نامش را در قصه بیاورید. سادهترین و قویترین کار.
یک هشدار
قصه جای گفتگو را نمیگیرد. اگر کودک ترس یا نگرانی واقعی دارد، قصه کمک میکند ولی جایگزین شنیدن حرفش نیست.
اگر میخواهید کودکتان خودش را در نقش قهرمان ببیند، کتابی بسازید که نام و چهره خودش در آن باشد: آرش کمانگیر یا زال و سیمرغ — پیشنمایشش رایگان است.

