قصه‌گوقصه‌گو

قصه نخودی

پسرک ریزنقش و باهوش · ایران‌زمین

تصویر قصه نخودی
زن و مردی آرزوی بچه داشتند تا اینکه پسرکی به کوچکی یک دانه نخود نصیبشان شد و اسمش را نخودی گذاشتند. نخودی با اینکه بسیار کوچک بود، دل بزرگ و هوش فراوانی داشت. روزی شنید که دیوی مردم روستا را آزار می‌دهد. نخودی نترسید؛ با زرنگی خودش را به خانه‌ی دیو رساند و از کوچکی‌اش استفاده کرد؛ لای درزها پنهان می‌شد و نقشه می‌کشید. با هوش و شجاعت، دیو دست‌وپاچلفتی را فریب داد، اسیرش کرد و مردم روستا را نجات داد. همه فهمیدند که بزرگی به جثه نیست، به هوش و دل شیر است.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

کوچکی جثه مانع کارهای بزرگ نیست؛ هوش و شجاعت مهم است

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «نخودی» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
هوش و زرنگیشجاعت